85
وقتی مامانم داره با خواهرم حرف میزنه و ازتو میگه که بادخترِ همسنِ خودت که تازه مطلقه س په شوخیایی میکنی
دلم نمیخواد دیگه بنویسم ،دلم نمیخواد از هیچ کس بنویسمُدلم میره سمتِ تویِ نوشته هام ُبا خودم میگم
اشکال ازمنه ...
طیِ یه عملیات انتحاری که دلمو زدی یه شبه میامو این داستانِ اشتباه شروع شده رو تمومش میکنم ،تموم !
+ نوشته شده در شنبه هشتم اسفند ۱۳۹۴ ساعت 21:8 توسط شکرانه
|