خطره یعنی یکی اینجا کمه  

اینجا یکی کمه ...اویکی دقیقا تویی دقیقا خودِ خودِ تو ...من تنهامو حتی دستام رویِ شماره ت نمی لغزه  

قبلن خدا خدا میکردم تنها شمو صداتو بشنوم ،صداتو حس کنم  

نمیدونم ...ولی یکی ازون معدود نفراتی ام که بجای  چهره صدا برام مهمه  

صدات قشنگ بود ، قشنگ هس  

خنده داره که امروز با اولین نگام به سمتِ ضریح تورو خواستم ...این یعنی حماقت  

من مثه بقیه مغرور نیستم ...همون اولش بت نگفتم دوستت دارم  

تو بم گفتی ...خندیدم ...تو دلم یه چیزی تکون خورد  

بعداز چند وقت بت گفتم ازیه رفیق روانپریش کمی برام بیشتری ...خندیدی ،قهر کردی ، دعوا کردی  

از زیر زبونِ کشیدی بیرون  

:دوستت دارم  

گذشت،برعکسِ همه دعوا میکردی ،نازتو میخریدم  

ناز اوردن بلد نبودم  

قهر بلد نبود م ، بلد بودی  

ای کاش بت نگفتم دوریت سخته  

خسته م رفیقِ روانپریش ...یعنی دیگه نمی بینمت؟دیگه صداتو نمیشنوم ؟ 

خستم ...دخترِ بدی نبودم حقم این نبود ...شایدم بود  

:) 

دلم تنگته ...رفیق نبودی ...ولی عشق ..چرا