اصولا فکر میکنم زیاد هم دیر نمیشود  

اگر تو یکهو عآقل شوی وبـفهمـی که دیـگر بآید فاصلـه هآ رآ کُشت نآبـودشِان کرد  

وهمچنـآن به گوششآن زد  که دیـگر بینِ دو عآشِق نیوفتند  

اگر تو تو یکهو عآقل شوی وبـفهمی که یک دخترِ سی سآلهـ منتظرت مانده است  

و بیآیی بینِ هجومِ این همه روزمرگی که مرا غرق درخودش کرده است نجات دهی  

نمیدانم شآید در سی سالگی ام یک زنِ مطلقه باشم  

یا شاید یک مادرِافسرده  

یا یک دخترِ ازهمه رنجیده واز تو بیشتر  

شاید فقط یک آدم باشم که تنهآ ماندهـ که خیلی تنهآ مانده  

تنـ هـآ تنـ هایِ تنـهـآ